تاریخ : شنبه 13 خرداد 1391 | 12:14 ب.ظ | نویسنده : ماهور
همه خوش خوشانشان است...
اینجا فقط من تنها نشسته ام...
گاهی حسودیم میشود...
گاهی دلم برای خود قدیمی ام تنگ میشود...
دلم برای خنده های خودم لک زده...
گاهی دلتنگی امانم نمیدهد...
گلویم درد میکند...
روزهاست بغضم را  حبس کرده ام...
گلویم از همین بغض است که درد میکند...
اینبار میخواهم آزادش کتم...میدانم نه من،نه بغضم و نه گلویم طاقت این حبس ابد را ندارد...
برو...آزاد شو...چشمانم را دریا کن...



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic